🌹🌹🌹نظرات شما باعث هرچه بهتر شدن این وبلاگ میشود ما را از نظرات گرمتان محروم نفرمایید💜❤💜 نظرات شما باعث دلگرمی نویسندگان وبلاگ می باشد وبا توجه به نظرات دوستان وهمراهان عزیز ونظرسنجی ها و پسند مطالب توسط دوستان مطالب وبلاگ بروز رسانی می شود پس در این راه ما را همراهی کنید تا وبلاگ دلخواه خودتان را داشته باشید با سپاس فراوان منتظر نظرات شما هستیم 💖💚💖 از اینکه از وبلاگ ما دیدن می کنید خوشحالیم امیدواریم لذت ببرید یا حق 💖💚💖
فا تولز - ابزار رایگان وبمسترساخت حرفه ای کد متن متحرک
کائنات

کائنات
 
خداوند میبیند
 
ماجرای شهادت امیرالمومنین على علیه السلام
 
تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء .


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]
عرضه مقدرات یک ساله چند میلیارد انسان به امام زمان(عج) چه اندازه به طول می انجامد؟
 آیت الله محمدتقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) دوشنبه شب در ادامه سلسله دروس اخلاق ماه مبارک رمضان با موضوع شرح دعای 45 صحیفه سجادیه با عنوان دعای وداع رمضان که در دفتر رهبر معظم انقلاب در قم برگزارشد، گفت: در شب قدر مقدرات سالانه تعیین شده به وسیله ملائکه به امام عصر عرضه می شود.


وی افزود: یکی از ویژگی های شب قدر این است که ملائکه مقدرات را نازل می کنند، قدر و تقدیر به یک معنا بوده و از آن جایی که مقدرات عالم در شبی خاص تعیین می شود به عنوان شب قدر نامیده شده است.


عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با طرح این سؤال که عرضه مقدرات یک ساله چند میلیارد انسان به امام زمان(عج) چه اندازه به طول می انجامد، اظهار داشت: این سؤال برای بسیاری پدید می آید اما به دلیل این که جوابی برای آن نمی یابند دچار تردید می شوند که آیا این مسائل حقیقت دارد با محال است.


وی ادامه داد: همانگونه که با یک لوح فشرده می توان میلیون ها مطلب را به دیگران ارائه کرد فرشتگان نیز می توانند چنین کاری را انجام دهند و مقدرات انسان ها را به امام ارائه کنند البته این جواب، جواب اقناعی است؛ باید دانست که این گونه درک ها متعلق به روح نفسانی بدن نیست.


نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری با بیان این که انسان های وارسته روحی دارند که به عالم احاطه داشته و تحت قوانین و شرایط مادیات نیست، ابراز داشت: برای برخی این سؤال پیش می آید که به عنوان مثال امام رضا(ع) در آن واحد چگونه سخن هزاران زائر را با زبان های گوناگون می شنود، تمییز می دهد و حاجات را بر آورده می کند.


وی عنوان کرد: قدر متیقن است که امام همه سخنان را می شنود و پاسخ می دهد و راه قضای حاجت را می داند، تمام حوائج عالم بر اساس نظم برآورده می شود؛ البته راوی حاجت از سوی امام به اذن الهی بوده و به عنوان واسطه انجام می شود.


آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: متأسفانه امروزه شرایط زندگی و اشتغالات مادی اجازه نمی دهد که انسان درباره موضوعات فکر کند، اگر در ادعیه و زیارات توجه شود اشاراتی به این مسائل شده است؛ انسان باید به مسائل توجه داشته باشد.


وی اضافه کرد: خداوند علم مجاری امور که در ملکوت تدبیر شده را به ائمه طاهرین(ع) داده است، انسان نباید تصور کند که عالم هستی فقط همین عالم مادی بوده وقوانین مادی در سراسر آن برقرار است؛ عالم هستی فقط عالم ماده نیست.


رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان این که ائمه طاهرین(ع) مقامی به نام مقام نورانیت دارند، گفت: انسان باید بداند یک عالم از خلقت وجود دارد که بهترین چیزی که می توان برای فهمیدن آن اشاره کرد نور است، البته حقیقت چنین مسائلی را نمی توان درک کرد.


وی افزود: از آیات و روایات فهمیده می شود که بسیاری از مسائل وجود دارد اما حقیقت آن قابل درک نیست، متأسفانه پرداختن به برخی مسائل مجال تأمل در قرآن و روایات را نمی دهد، انسان باید در آیات و روایات تأمل داشته باشد.


عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این که در شب قدر نوری از سوی خداوند بر قلب امام زمان(عج) تابیده می شود که حضرت را از سرنوشت و مقدرات انسان ها خبر دار می کند، اظهار داشت: تعلیم دادن از سوی ملائکه در شب قدر مربوط به وجود مادی امام می شود وگرنه وجود نوری ایشان نیازی به ملائکه ندارد.


وی با تأکید بر ضرورت دعا کردن انسان ها ادامه داد: هر چند که اقتضای تقدیرات در شب قدر محکم و غیر قابل تغییر بودن است اما اگر انسان دعای جدی داشته باشد می تواند این تقدیر را تغییر دهد؛ فرصت شب قدر را باید غنیمت دانست./رسا





، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]
رسول خدا از شهادت وصی خود خبر می دهد

 رسول خدا در آستانه ماه مبارک رمضان برای مردم خطبه ای خواندند و در آن به فضایل این ماه و وظایف مردم در آن پرداختند. از بین جمع، امیرالمومنین علیه السلام برخاسته و سوالی درباره برترین عمل در این ماه می پرسد. رسول خدا پاسخ می دهد:

یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ ؛ برترین عمل در این ماه اجتناب از گناهان است.

 

امیرالمومنین علیه السلام که خود راوی این روایت است اینگونه ادامه می دهد:

فَبَکَی ؛ بعد از آنکه پاسخ مرا داد شروع به گریستن کرد. عرض کردم: اى پیامبر خدا! چه چیزى شما را به گریه انداخت؟

فرمود: اى على! براى آن مى ‏گریم كه در این ماه، حرمت تو را مى‏ شكنند. گویا مى ‏بینم كه تو در حال نماز خواندن براى پروردگار خویشى كه شقى ‏ترینِ اوّلین و آخرین، همتای کُشنده ناقه قوم ثمود، بر مى‏ خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى ‏زند كه مَحاسن تو با آن رنگین مى ‏گردد.

 

 

عرض کردم: یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِكَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی فَقَالَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِك

اى رسول خدا، آیا دینم سالم خواهد ماند؟ فرمود: دینت سالم خواهد ماند.


بعد اینجا بود که رسول خدا در حضور مردم باز هم بر وصایت و خلافت بلافصل امیرالمومنین علیه السلام تاکید کرد و با شدت تمام بر دشمنان و بدخواهان او حمله کرد و فرمود:

اى على! هر كس تو را بكشد، مرا كشته است و هر كس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر كس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا كه تو از من هستى، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من. خداى متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى و تو را براى امامت، انتخاب كرد. هر كس امامت تو را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده است.

 

اى على! تو وصىّ من، پدر فرزندان من (فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام)، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى، در حال حیاتم و پس از مرگم. فرمان تو، فرمان من است و نهى تو، نهى من است. سوگند به خدایى كه مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ‏ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش.

 

 

 

امالی صدوق ره ص95 و عیون أخبار الرضا علیه ‏السلام: 1/ 295
 





، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]
شب قدر از نظر شهید مطهری
 آیا این شب قدر که از هزار شب بالاتر است، یک شب در عالم بوده و آن همان شبی بوده که قرآن بر پیغمبر نازل شد و دیگر شب قدری در عالم نبوده؟ بعضی این طور گفته‌اند. البته از علمای شیعه کسی نگفته. این حرف به دلیل خود آیه قرآن حرف نادرستی است، که عرض خواهیم کرد. بسیاری از اهل تسنن گفته‌اند شب قدر بیش از یک شب بوده، ولی اختصاص دارد به دوره پیغمبر اکرم؛ تا پیغمبر بود شب قدر در هر سالی بود، پیغمبر که رفت شب قدر هم رفت. این هم حرف بی‌حسابی است. پس شب قدر ادامه دارد.


قبل از پیغمبر چطور؟ آیا قبل از پیغمبر شب قدر بوده یا نبوده؟ خود پیغمبر فرمود: هر پیغمبری که آمده شب قدر وجود داشته. بله، یک مسئله هست: آیا قبل از اینکه آدم و پیغمبری روی زمین پیدا شود شب قدر بوده یا نبوده؟ این دیگر محل تردید است. به بیانی که عرض [خواهم کرد] شب قدر شب ولیّ کامل است در هر زمانی؛ شب قدر یعنی شب انسان کامل.

 

 

حال از خود قرآن چه می‌فهمیم؟ اولا قرآن در سوره قدر فرمود: «لَیْلَةُ اَلْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» و نفرمود: "لَیْلَةُ الْقَدْرِ کانَ خَیْرا مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ" (شب قدر بهتر از هزار ماه بود)‌، در حالی که اگر شب قدر فقط یک شب در زمان گذشته بود باید این طور می‌گفت(به صورت گذشته).

 


بالاتر آنکه بعد از اینکه به صورت ماضی می‌گوید: قرآن را در شب قدر نازل کردیم، یعنی بعد از آنکه نزول قرآن را در یک شب قدر به صورت ماضی بیان می‌کند، به صورت فعل مضارع که دلالت بر دوام و استمرار دارد می‌فرماید: «تَنَزَّلُ اَلْمَلائِکَةُ وَ اَلرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»: در این شب فرشتگان و روح به اجازه پروردگارشان به زمین نازل می‌شوند. شبی است که میان زمین و آسمان پیوند و ارتباط برقرار می‌شود، شب برقراری ارتباط میان زمین و آسمان است، آن هم نه یک مَلَک و دو ملک، بلکه ملائکه فرود می آیند و روح فرود می‌آید. می‌فرماید: «فرود می‌آیند» نه «فرود آمدند»؛ کما اینکه در سوره دخان هم فرمود: «فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ» (دخان، 4) و نفرمود «فُرِقَ» یا «اُفْرِقَ»؛ یعنی اینجا هم فعل مضارع است: هر امر به هم بسته‌ای از یکدیگر باز می‌شود.

 


این است که ائمه اطهار فرموده‌اند: از اهل تسنن بپرسید قرآن که می‌گوید «در شب قدر که ملائکه و روح فرود می‌آیند» به چه کسی فرود می‌آیند؟ آیا ملائکه و روح که فرود می‌آیند به زمین فرود می‌آیند یا بر دل فرود می‌آیند؟ اینها بر دل انسان کامل فرود می‌آیند: «نَزَلَ بِهِ اَلرُّوحُ اَلْأَمِینُ - عَلی قَلْبکَ لِتَکُونَ مِنَ اَلْمُنْذِرِینَ» (شعراء، 193-194). ملائکه بر قلب انسان فرود می‌آیند. تا انسانی روی زمین نباشد که در این مرحله و دارای آن درجه از کمال باشد که ملائکه بر قلب او فرود بیایند، اصلا فرود آمدن ملائکه معنی ندارد. این مطلب صد در صد درست است. پس شب قدر شب انسان کامل است.

 

 

حال، شب قدر کدام شب است؟ در روایات تعیین نکرده‌اند که شب قدر دقیقا کدام شب است و تعمدی در کار بوده. در راز اینکه چرا شب قدر را تعیین نکرده‌اند، علما حرفها زده‌اند. آیا شب قدر شب نوزدهم است یا شب بیست و یکم و یا شب بیست و سوم؟ یکی از تعابیر در روایات این است که در شب نوزدهم یک سلسله مسائل تعیین می‌شود، بعد در شب بیست و یکم اینها ابرام می‌شود(محکم و تأیید می شود) و بعد در شب بیست و سوم به مرحله امضا و حتمیت می‌رسد.

 


احتمال دیگر در علت تعیین نکردن شب قدر این است که شب قدرِ هر سال به آن امام تعلق دارد و بستگی دارد به وضع امام در آن سال؛ یک سال ممکن است امام در شب نوزدهم دوره اش را به پایان برساند و در این شب نزول ملائکه بر او بشود، و سال دیگر ممکن است در شب بیست و یکم یا بیست و سوم. علی الظاهر از شب نوزدهم زودتر نمی‌شود و این کار بالاخره یا در شب نوزدهم یا در شب بیست و یکم و یا در شب بیست و سوم صورت می‌گیرد.
 

 

آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج28، صص 694-692





، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]
آخرین برگ کتاب عمر علی علیه السلام

پس از شهادت امام علی (ع ) حسن بن على (ع ) به خطبه ایستاد و خدا را ستود و بر او ثنا گفت و بر پیامبر درود فرستاد و سپس گفت :

الا انه قد مضى فى هذه اللیلة رجل لم یدركه الاولون و لن یرى مثله الاخرون من كان یقاتل و جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن شماله و الله لقد توفى فى اللیلة التى قبض فیها موسى بن عمران و رفع فیها عیسى بن مریم و انزل القرآن الا و انه ما خلف صفر و لا بیض الا سبعمائة درهم فضلت من عطائه اراد ان یبتاع بها خادما لاهله1

 

امشب مردى درگذشت كه پیشینیان به حقیقت او نرسیده اند و آیندگان هرگز مانند او را نخواهند دید. كسى كه چون نبرد مى كرد جبرئیل در طرف راست و میكائیل در طرف چپ او بودند. به خدا سوگند، در همان شبى وفات یافت كه موسى بن عمران درگذشت و عیسى به آسمان برده شد و قرآن نازل گردید. بدانید كه او زر و سیمى از خود برجا نگذاشت مگر هفتصد درم كه از مقررى او پس انداز شده بود و مى خواست با آن مبلغ براى خانواده اش خادمى بخرد.

 

سپس قعقاع بن زراره برخاست و گفت :

رضوان الله علیك یا امیر المؤمنین , فوالله لقد كانت حیاتك مفتاح خیر و لو ان الناس قبلوك لا كلوا من فوقهم و عن تحت ارجلهم و لكنهم غمطوا النعمة و آثروا الدنیا على الاخرة2

 

رضوان خدا بر تو باد اى امیر مؤمنان به خدا سوگند زندگیت كلید هر خیر بود، و اگر مردم ترا مى پذیرفتند از بالاى سر و زیر پاى خود مى خوردند و نعمت خدا آنان را فرا مى گرفت ؛ لیكن اینان نعمت را ناسپاسى كردند و دنیا را بر آخرت برگزیدند.

 

ابوالاسود دوئلى ابیات زیر را در رثاى على (ع ) سروده است :

الا ابلغ معاویه بن حب فلا قرت عیون الشامتینا

افى شهر الصیام فجعتمونا بخیر الناس طرا اجمعینا؟

قتلتم خیر من ركب المطایا و ذللها و من ركب السفینا

و من لبس النعال من حذاهاو من قر المثانى و المبینا

اذا استقبلت وجه ابى حسین رایت النور فوق الناظرینا

لقد علمت قریش حیث كانت بانك خیرهم حسبا و دینا3

 

به معاویة بن حرب بگویید كه چشمهاى شماتت كنندگان روشن مباد. آیا در ماه رمضان ما را به سوگ بهترین تمام مردم نشاندید؟ بهترین كسى را كشتید كه بر دامها سوار شد و آنها را رام كرد, برترین كسى كه نعلین بپا كرد و بهترین كسى كه آیات مثانى و كتاب مبین را خواند. اگر به روى پدر حسین بنگر ى فروغ او را مشاهد مى كنى كه بر فراز سر بینندگان پرتو انداخته است . اى على , قریش هركجا باشد دانسته است كه تو در حسب و دین بهترین آنان هستى .

 

از جمله كسانى كه درباره على (ع ) مرثیه گفته است صعصعة بن صوحان است كه در بلاغت و حاضر جوابى معروف بوده است . او چنین در سوگ امیرالمؤمنین (ع ) سخن گفت:

پدر و مادرم فداى تو باد اى امیر مؤمنان و گوارا باد بر تو (كرامتهاى الهى ). همانا تو پاكیزه مولد و شكیبا و مجاهد بودى و به آنچه آرزو داشتى رسیدى و با خدا معامله پر سودى كردى و به سوى پروردگار خود شتافتى و او تو را با خوشى و نوید پذیرفت و فرشتگان بر تو گرد آمدند و در جوار مصطفى (ص ) ساكن شدى و خداوند تو را در جوار او قرار داد و منزلتى مانند منزلت او به تو عطا كرد و از جام خود سیراب فرمود:

 

از خداى خود (كه پیروى از تو را بر ما منت نهاد و توفیق داد كه به روش تو عمل كنیم و دست دوستانت بوده و دشمن دشمنانت باشیم ) مسئلت مى كنیم كه ما را با تو محشور سازد, زیرا به مرتبه اى رسیدى كه پیش از تو كسى به آن نرسید و مقامى را به دست آوردى كه پیش از تو كسى به دست نیاورد. تو در راه خدا پیشاپیش پیامبر به بهترین صورت جهاد كردى و دین خدا را استوار كردى و سنت را محكم ساختى و فتنه را خاموش كردی و اسلام به تو پایدار شد و دین به تو انتظام پذیرفت و مناقبى در تو گرد آمد كه در غیر تو جمع نشده است. پیش از هر كسى دعوت پیامبر (ص) را اجابت كردى و پیروى او را بر هر چیز دیگر مقدم داشتى و به یارى او پیشقدم شدى و با جان خود در راه خدا فداكارى كردى و شمشیر خود را براى یارى او از نیام بركشیدى .

 

هر ستمكار سرسختى به وسیله تو شكست خورد و هر كافرى به دست تو خوار ش . كفر و شرك و ستم با دست تو بركنده شدند و گمراهان و سركشان را هلاك كردى . پس گوارا باد بر تو اى امیرالمؤمنین آنچه را كه خداوند از این مناقب و فضائل بر تو ارزانى داشت . نزدیكترین مردم به پیامبر بودى و قبل از همه ایمان آوردى و در علم و فهم از همه برتر و در یقین كاملتر و از همه شجاعتر و دلیرتر و سوابق تو در اسلام از همه بیشتر است .


پس خداوند ما را از اجر تو محروم نسازد, زیرا تو كلید خیرات بودى و در بدیها را به روى ما بستى . اما با شهادت تو درهاى بدى به روى ما باز شد و درهاى خیر بسته گردید. اگر مردم سخنان تو را مى شنیدند خیرات از بالا سر و از پایین پاى آنان روان مى شد, ولى افسوس كه دنیا را بر آخرت ترجیح دادند.

 

 

خوارج و دیگر دشمنان اسلام از این جنایت هولناك ابن ملجم خوشحال بودند و از اقدام وى تمجید مى كردند. یكى از خوارج به نام عمران بن حطان وقاشى درباره ابن قثم گفته است :

یا ضربة من تقى ما اراد بهاالا لیبلغ من ذى العرش رضواناً

انى لا ذكره یوما فاحسبه اوفى البریة عندالله میزاناً

چه ضربتى از پرهیزگارى كه جز رسیدن به رضوان الهى از آن قصدى نداشت . من وقتى او را به یاد مى آورم تصور مى كنم كه نزد خداوند كفه ترازویش از همه سنگینتر است .

 

و قاضى ابو طیب طاهر بن عبدالله شافعى در پاسخ او چنین سروده است :

یا ضربة من شقى ما اراد بهاالا لیهدم للا سلام اركاناً

انى لا ذكره یوما فالعنه دنیا و العن عمراناً و حطاناً

علیه ثم علیه الدهر متصلاً لعائن الله اسراراً و اعلاناً

فانتما من كلاب النار جبه نص الشریعة برهاناً و تبیاناً 4

 

چه ضربتى از تبهكارى كه جز ویران كردن پایه هاى دین از آن قصدى نداشت . من روزى كه او را به یاد مى آورم یك دنیا به عمران و حطان لعن مى كنم . بر او باد پیوسته لعنتهاى خداوندى در آشكار و نهان , و شما از سگهاى دوزخ هستید كه نص شریعت بر آن شاهد و گواه است .

 

بدین طریق شعله هاى پر فروغ حیات انسان والایى كه در كعبه زاده شد و در مسجد به شهادت رسید خاموش شد. انسانى كه , پس از رسول اكرم (ص ), جهان براى او همتایى ندیده و نخواهد دید. نه در جهاد و ایثار براى او نظیرى بود, نه در علم و آگاهى از اسرار هستى , نه در دیگر فضائل , تا آنجا كه وجود شریفش مجموعه اى از اضداد بود كه هرگز در شخصى گرد نمى آیند:

جمعت فى صفاتك الاضداد فلهذا عزت لك الانداد

زاهد حاكم حلیم شجاع قاتك ناسك فقیر جواد

 

در تو صفات گوناگون گرد آمده اند و از این رو براى تو همتایى نمى توان یافت . تو همتایى نمى توان یافت . تو انسانی وارسته و سیاستمدار و بردبار و شجاع و عابد و جرى و تهیدست و سخاوتمند و ایثارگر هستى .

 

نگارنده در همین جا دامن سخن را, با كمال شرمندگى , كوتاه مى كند و مى داند كه نتوانسته است حتى نیم رخى ناقص از چهره ملكوتى و ممتاز امیرالمؤمنین امام على (ع ) را ترسیم كند. اما خوشحال است كه به وظیفه خود عمل كرده و با در درست داشتن یك بسته نخ بى ارزش در عداد خریداران یوسف در آمده است , شاید كه روزى مشمول شفاعت او گردد.

 

 

پی نوشتها:

1و 2- تاریخ یعقوبى , ج 2 ص 213

3- مروج الذهب , ج 2 ص 428 تاریخ طبرى , ج 4 ص 116 كامل ابن اثیر, ج 3 ص 394 اغانى , ج 11 ص 122 ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین (ص 43 این اشعار را كه جزئى از یك مرثیه 21یتى است به ام الهیثم بنت الاسود نسبت داده است .

4- مروج الذهب , ج 2 ص 427 ابیات دیگرى نیز در جواب این دو بیت عمران بن حطان گفته شده كه مسعودى آنها را در كتاب خود آورده است .

 

 

فروغ ولایت/آیة الله جعفر سبحانی, ص 786 - 768





، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]
یازده‌ توصیه پناهیان برای آمادگی در شب قدر
این یازده مورد شرایطی هستند که به ما کمک می‌کنند برای حضور در شب‌های قدر آمادگی قلبی پیدا کنیم. هر کدام از این شرایط را به هر مقداری نداشته باشیم، به همان مقدار از فیض شب‌های قدر محروم خواهیم بود.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]
نفرين امام علی(ع)


اين خطبه را در سال 40 هجرى زمانى ايراد فرمود كه گزارش هاى پياپى از شكست ياران امام عليه السّلام به كوفه مى رسيد و عبيد اللّه بن عباس و سعيد بن نمران، فرمانداران امام در يمن از بسر بن ابى ارطاة، شكست خورده به كوفه برگشتند. امام براى سرزنش ياران جهت كندى و ركود در جهاد، و مخالفت از دستورهاى رهبرى، خطبه را ايراد فرمود كه آخرين سخنرانى امام است.

* علل شكست ملّت‌ها (علل شكست كوفيان، و پيروزى شاميان)
اكنون جز شهر كوفه در دست من باقى نمانده است، كه آن را بگشايم يا ببندم اى كوفه اگر فقط تو براى من باشى، آنهم برابر اين همه مصيبت ها و طوفان ها چهره ات زشت باد. آنگاه به گفته شاعر مثال آورد: (به جان پدرت سوگند اى عمرو كه سهم اندكى از ظرف و پيمانه داشتم). سپس ادامه داد: به من خبر رسيده كه بسر بن ارطاة بر يمن تسلّط يافته، سوگند به خدا مى دانستم كه مردم
شام به زودى بر شما غلبه خواهند كرد. زيرا آنها در يارى كردن باطل خود، وحدت دارند، و شما در دفاع از حق متفرّقيد شما امام خود را در حق نافرمانى كرده و آنها امام خود را در باطل فرمانبردارند. آنها نسبت به رهبر خود امانت دار و شما خيانتكاريد، آنها در شهرهاى خود به اصلاح و آبادانى مشغولند و شما به فساد و خرابى، (آنقدر فرومايه ايد) اگر من كاسه چوبى آب را به يكى از شماها امانت دهم مى ترسم كه بند آن را بدزديد.
* نفرین
خدايا، من اين مردم را با پند و تذكّرهاى مداوم خسته كردم و آنها نيز مرا خسته نمودند، آنها از من به ستوه آمده، و من از آنان به ستوه آمده، دل شكسته ام، به جاى آنان افرادى بهتر به من مرحمت فرما، و به جاى من بدتر از من بر آنها مسلّط كن. خدايا، دل هاى آنان را، آنچنان كه نمك در آب حل مى شود، آب كن. به خدا سوگند، دوست داشتم، به جاى شما كوفيان، هزار سوار از بنى فراس بن غنم مى داشتم كه: «اگر آنان را مى خواندى، سوارانى از ايشان نزد تو مى آمدند مبارز و تازنده چون ابر تابستانى» آنگاه امام از منبر فرود آمد.

متن حدیث:

و من خطبة له (عليه السلام) و قد تواترت عليه الأخبار باستيلاء أصحاب معاوية على البلاد و قدم عليه عاملاه على اليمن و هما عبيد الله بن عباس و سعيد بن نمران لما غلب عليهما بسر بن أبي أرطاة فقام (عليه السلام) على المنبر ضجرا بتثاقل أصحابه عن الجهاد و مخالفتهم له في الرأي فقال :
مَا هِيَ إِلَّا الْكُوفَةُ أَقْبِضُهَا وَ أَبْسُطُهَا إِنْ لَمْ تَكُونِي إِلَّا أَنْتِ تَهُبُّ أَعَاصِيرُكِ فَقَبَّحَكِ اللَّهُ

وَ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الشَّاعِرِ :
لَعَمْرُ أَبِيكَ الْخَيْرِ يَا عَمْرُو إِنَّنِي * عَلَى وَضَرٍ مِنْ ذَا الْإِنَاءِ قَلِيلِ
ثُمَّ قَالَ (عليه السلام) :
أُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الْيَمَنَ وَ إِنِّي وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَيُدَالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إِمَامَكُمْ فِي الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِلِ وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِيَانَتِكُمْ وَ بِصَلَاحِهِمْ فِي بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِكُمْ فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُمْ عَلَى قَعْبٍ لَخَشِيتُ أَنْ يَذْهَبَ بِعِلَاقَتِهِ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِي فَأَبْدِلْنِي بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِي شَرّاً مِنِّي اللَّهُمَّ مِثْ قُلُوبَهُمْ كَمَا يُمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ أَمَا وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ لِي بِكُمْ أَلْفَ فَارِسٍ مِنْ بَنِي فِرَاسِ بْنِ غَنْمٍ .
هُنَالِكَ لَوْ دَعَوْتَ أَتَاكَ مِنْهُمْ * فَوَارِسُ مِثْلُ أَرْمِيَةِ الْحَمِيمِ ثُمَّ نَزَلَ (عليه السلام) مِنَ الْمِنْبَرِ .
قال السيد الشريف : أقول الأرمية جمع رميّ و هو السحاب و الحميم هاهنا وقت الصيف و إنما خص الشاعر سحاب الصيف بالذكر لأنه أشد جفولا و أسرع خفوفا لأنه لا ماء فيه و إنما يكون السحاب ثقيل السير لامتلائه بالماء و ذلك لا يكون في الأكثر إلا زمان الشتاء و إنما أراد الشاعر وصفهم بالسرعة إذا دعوا و الإغاثة إذا استغيثوا و الدليل على ذلك قوله : " هنالك لو دعوت أتاك منهم..."


"نهج البلاغه، خطبه 25"





، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]
علی(ع) در آینه قرآن

آیات زیادی در شأن و فضیلت امیرالمؤمنین(ع) وارد شده که به موجب روایتی از ابن عباس به سیصد آیه بالغ می شود.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]
70 فضیلت اختصاصی امیرالمؤمنین (ع) از زبان خود حضرت
از رسول خدا شنيدم كه فرمود: من شهر دانشم و علي دروازه آن است و كسي نتواند به اين شهر درآيد مگر از دروازه آن. سپس فرمود: علي! تو نام و آبروي مرا بي گزند نگاه خواهي داشت و در حفظ سنت من كارزار خواهي نمود و امت من با تو به ستيز برخواهند خاست.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4